تبليغاتX
کلبه ی کوچک من
 

کلبه ی کوچک من

 

 

 

 

درباره وبلاگ

در عرضه اخلاص و ایثار بیشتر دوست دارم مثل یک گل اشم . تمام وجود گل ، دستی است که تعارف می کند . همه هستی خود را در جامی قرمز رنگ ریخته و می خواهد هدیه کند : با شماست .


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


نوشته های پیشین

فروردین 1386

اسفند 1385

دی 1385

آبان 1385

مهر 1385


طراح قالب


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

معجزه عشق

اين روزها حال  وهوای جدیدی دارد . . حس می کنم همه گل های دنیا در نگاهش لبخند می زنند . حس می کنم همه ستاره های آسمان در قاب چشمانش جمع شدند . این روزها حال و هوای عجیبی دارد . دلش می خواهد همه درختان جهان دست در دستش بگذارند و درو هم بچرخند . دلش می خواهد سنگ های همه کوهستان ها به استقبالش بیایند و بر پاهایش بوسه بنشانند . دلش می خواهد ابرها آنقدر پایین آیند که عرق پیشانی اش را پاک کنند .

این روزها هر وقت می بینمش با خود می گویم : راست که عشق معجزه بزرگی است.

 

 

نوشته شده توسط هر اسمی که تو دوست داری در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ساعت 19:10 موضوع: | لینک ثابت



اولی می خندید . دومی که او را دشمن می دانست نگاهش می کرد . اولی می خندید و دومی با خود میگفت باید کینه ها را زنده نگه دارم .اولی خیلی قشنگ میخندید . دومی در یک لحظه ناخودآگاه از خنده اولی خوشش آمد . با خود گفت :این
آدم با این لبخند قشنگ نمی تواند آدم بدی باشد . خواست نفرتش را حفظ کند اما متوجه شد که ردی از نفرت در دلش پیدا نیست هر چه کوشید نتوانست لبخند اولی را از قاب نگاهش پاک کند . بدون آنکه بفهمد چه اتفاقی افتاده است،خندید. نفرت

 

 

نوشته شده توسط هر اسمی که تو دوست داری در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 13:5 موضوع: | لینک ثابت



اینجاسیاهچاله ایست عمیق پر از تاریکی و درد دردی که از بن استخانت را تا چروک پوستت را سخت میگزد بیهوده فریاد مزن سکوت سرد ایجا ار به این راحتی نمی توان شکست اینجا طنین فریاد خاموشت را فقط خود خواهی شنید و بس اینجا هیچ کس تو را نمی شنود اینجا همه از درد بی دردی کردند اینجا بی دردی رسمی است بس قدیمی اینجا حرف ها را باید با طعم بغض فرو برد اینجا سخت تنگ است حتی برای یک نفس حتی برای یک قدم اینجا مهتاب رنگی ندارد اینجا صدای شرشرعشق بس ناشنودنی است اینجا این سه حرف را قداس نیست اینجا باید مسخره بود اینجا باید مسخره کرد تمام مقدسات را این هم رسم قدیمی دیگریست اینجا از طنین صدای مردمانش از سوسوی نگاه سردشان بوی تعفن آزارت می دهد اینجا تنها مجال دروغ است مجال فریب و نیرنگ اینجا حتی خودت را باید بفریبی تا بمانی

 

 

نوشته شده توسط هر اسمی که تو دوست داری در سه شنبه پنجم دی 1385 ساعت 18:25 موضوع: | لینک ثابت



ای همسفر

کنار عقلت بنشین

ونگذار

کفشهایت را دیگران

انتخاب کنند

که تو

فقط واکسشان بزنی

نگذار

 راهت رابخشکانند

نفسهایت را کوپنی کنند

عشقت را از دست دلت بگیرند

و با آن عینک دودیشان را تمیز کنند

 

 

 

نگذار

کلاغان خوش کلام

پله های فرسوده نردبانت را بخندند

روی بال روحت

طرحی از سنگ بکشند

و آسمان اعتقاداتت را

ابری کنند

 

 

نوشته شده توسط هر اسمی که تو دوست داری در یکشنبه هفتم آبان 1385 ساعت 18:15 موضوع: | لینک ثابت



پیام

آخر چرا جواب ندادی هر روز

شیطان لعنتی

خطاهای ذهن مرا

اشغال میکند

هی با شماره های غلط زنگ میزند

آن وقت

من اشتباه می کنم و او

حال می کند

دیروز یک فرشته به من گفت:

تو گوشی دل خود را

کج گذاشتی

آن وقتها که خدا به تو میزند زنگ

آخر چرا جواب ندادی؟

برنداشتی؟

امروز پاره است

آن سیم ها که دلم را

تا آسمان مخابره می کرد

اما با من تماس بگیر خدایا

حتی هزار بار

وقتی که نیستم...

لطفا پیام خود را روی پیام گیر دلم بگذار...

 

 

نوشته شده توسط هر اسمی که تو دوست داری در یکشنبه سی ام مهر 1385 ساعت 21:2 موضوع: | لینک ثابت



 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I